محمد تقي المجلسي (الأول)

211

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

قصاص واجب ميگردد و ديت نيست مگر برضاى هر دو طرف و ديت مرد ازاد مسلمان در قتل عمد يكى از شش نوع است يا صد شتر يا دويست گاو يا دويست حله كه هر حله دو جامه است از برد يمنى و يا هزار دينار شرعى است از طلا و يكدينار شرعى يك مثقال شرعى است يا ده هزار درهم نقره و يا هزار گوسفند و قاتل كه جانيست مخيّر است در دادن هر يك ازين شش اصل و ديت شبيه عمد هم مثل ديت عمد است اين هر دو ديت از مال قاتل است و ديت عمد را در يكسال بايد داد و ديت شبيه عمد را در دو سال و ديت خطا بر عاقلهء قاتل است در قتل مثل ديت عمد است امّا در سه سال بايد داد و هر سه ديت در قدر برابر است و اختلافى كه هست در قدر زمانست و در صفات سال شتر امّا اگر قتل در شهر اللّه الحرام واقع شده باشد كه ذى القعده و ذى الحجه و محرّم و رجب است و يا در حرم اللّه كه مكه است و يا در حرم رسول اللّه ص كه مدينه است و يا در مشهد يكى از ائمّه عليهم السّلام واقعشود ان ديت مغلّظه است يعنى يكديت كامله و ثلث ديت واجب ميگردد و تغليظ در ديت اطراف نيست و ديت زن نصف ديت مرد است از ان شش نوع كه بيان شد و ديت ذمى كه يهود و نصارى و مجوس‌اند هشتصد درهم نقره است و ديت زن ذميه چهارصد درهم است و ديت غلام قيمت اوست مادام كه از ديت ازاد تجاوز نكند و اگر تجاوز نمايد به قدر ديت ازاد دهند زياده ندهند و ديت كنيزك قيمت اوست مگر انكه تجاوز كند از ديت زن ازاد اگر تجاوز كند رد بديت زن ازاد كنند و ديت اعضاى بنده نسبت قيمت اوست و هر عضوى كه در ازاد موجب كمال ديت اوست در بنده نيز موجب كمال قيمت اوست مثلا اگر زبان غلامى قطع كرد غلام را كمال قيمت بدهد ليكن مولى غلام را وقتى جائز است قيمت ستادن كه غلام را به جنس بجانى سپارد و يا انكه نگهدارد رايگان و هر چه از اعضاى از كمال ديت كمتر است در غلام به حساب قيمت و نسبت ان اعتبار كنند و هر چه در ازاد تقدير ديت نكرده‌اند در غلام ارش نقصان قيمت اوست و جنايت بنده تعلق برقبهء او دارد نه بمولى او ليكن مولى او را هست كه او را خلاص سازد بانكه ارش جنايتش بدهد فصل هفتم در بيان چيزى كه موجب ضمان ديت است و اندو چيز بود اوّل مباشرت بانكه بىقصد او تلفى و جنايتى واقعشود مثل انكه طبيبى معالجهء بيمارى كند و بعلاج غلط او ان بيمار بتلف ايد و يا در خواب بر كسى بيافتد و انكس بتلف ايد درين هر دو صورت ديت لازم مىشود و در صورت اوّل از مال او و در صورت دوّم از مال عاقله و مثل انكه متاعى بر سر گرفت و شكست يا انكه به كسى افتاد كه انكس را كشت يا نقصان طرفى ازو كرد يا جراحتى برو كرد ضمان متاع و جنايت انكس بكشد و اگر از بالا بر كس افتد و انكس بميرد ضمانى ديت او بكشد و اگر ديگرى او را بر انكس انداخت ضمانى بر انكس است كه او را انداخته و اگر سه كس شريك شوند در فرود اوردن ديوارى پس ديوار واقعشود بر يكى از سه كس و بميرد بر اندو ديگر چهار دانگ ديت او واجب گردد و هر كس كه در شب كسى را از منزل او بيرون برد ضامن اوست تا انكه رجوع بان منزل كند چنين حكم فرموده است حضرت امام محمّد باقر ع مگر انكه ثابت شود كه خود مرده است و يا انكه ديگرى او را كشته است دوّم تسبيب است مثل انكه شخصى چاهى در ملك ديگرى كند و در انجا كس افتد و بميرد و يا انكه كاردى نصب